مدح و ولادت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم
تو آمـدی و بـهـشتبـرین مکـه شدی امـان آمـنـه بـودی امـیـن مـکـه شدی گل از جمال تو الهام شاعرانه گرفت محمدی شد و نـام تو را بهـانه گرفت گلاب، عطر تنت را به چشم میساید شـمـیمِ پـیـرهـنت را به چشم میساید چه عطر دامنهداری چه شوق لبریزی عجب ادامۀ زیبا و حـیـرتانـگـیـزی بهار و چشمه و باران و رود میدانند کـه تـربـیـتشـدگـان کــدام دامــانـنـد اگر تو لب بگشایی کلام تو خیر است سکوت تو پَر پرواز منطقالطیر است اگر تو لب بگـشـایی به لهجۀ دلخـواه لـب مـبارک تو میشـود «کـلام الله» لب تو گرم نماز است و گرم ابراز است دو مصرعیست که سرمشق گلشن راز است شـنـاسـنـامـۀ تـابـنـدگیست پـیـشانیت اگـر مـجـال دهـد طـرۀ پـریـشـانـیـت تـبـسم تو به ما حس و حال میبخشد عـواطـف بـشـری را کـمال میبخشد به خندۀ تو بهشت برین، بدهکار است به خاک پای تو کل زمین بدهکار است به سینِ سروری تو قسم که فصل بهار به تو نه هفت؛ که هفتاد سین بدهکار است چه کردهای که سلیمان به اسم اعظم تو نه یک نگین که هزاران نگین بدهکار است بگو بگو که به پیـراهنت جـناب کلیم چقدر معجزه در آستین بدهکار است همیشه سایه به خـورشـید متکی بوده دم مسیح به تو اینچنین بدهکار است به جبرئیل، امین گفته میشود به تو نیز به این مقایسه روح الامین بدهکار است تو با امانت خود از همه طلب داری جهان چقدر به تو بعد از این بدهکار است قسم به شانه، زمانی که شانه میکردی دو سوی مویت را رودخانه میکردی دو رودخـانـۀ مـوّاج تـا ابـد جــاری! که دیده رحمت جاری به این سزاواری؟ قسم به نـور! تماشایی است چشمانت رسول اکـرم زیـبایی است چـشـمانت بهشت از لب حوض تو چون وضو کردهست برای خویش چنین کسب آبرو کردهست اذان چه خوب ادا کرده است دِینش را همین که گفته کـنارت شهادتـیـنش را از آسـمــان خــدا یــا کـریـم مـیبـارد به برکت تو «الف، لام، میم» میبارد بـهــار آمـده بـا اقــتـبــاس از رویـت نسـیم؛ ترجـمه فـارسـیست از مویت تویی مُشَبَّه و در شأن تو شبیهی نیست مُشَـبـّهبِه تـشـبـیـههـای مـا فـانـیسـت ز شرم؛ در تب و تاب هلاک میافتند تمام وَجـهِ شَـبـَههـا به خاک میافـتـند گل محمدی ما که سرخوش از یاسی چقدر روی گل یـاس خویش حساسی عجب گلی و عجب طینت معطرهای چه یاس طاهرهای داری و مطهرهای حکـایـت تو و مـولا عـلی و ریحـانه جنـاس تـامِّ پـروانـه اسـت و پـروانـه رسانده دست تو بحرین را به یَلتَقِیان چنانکه ماحصلش گشته لؤلؤ و مرجان چنانکه ما حَصَلَش عطر و نور خواهد شد چنانکه ختم به صبح ظهور خواهد شد تمام عـالم و آدم پُر است از حَـسَنات به برکت گل رویت به برکت صلوات |